سلام به وبلاگ من خوش آمديد . اين وبلاگ را تقديم مي كنم به تمام دختر و پسر هاي شهر قنات و قنوت و قناعت يزد

مجلس شوراي اسلامي

چند لحظه بعد، اهالي و كارمندان اين ساختمان كه به دليل همسايگي دفتر فيلمسازي، به ديدن چهره هاي آشناي عالم نمايش در اين محل عادت دارند؛ ابتدا دختركي وحشتزده را ديدند كه پيش از ترك آنجا، سعي داشت مقنعه اش را مرتب كند. كمي بعد، شخص ديگري از دفتر خارج شد. او، كسي نبود جز «حامد. ب» هنرپيشه شناخته شده كه چندين نقش دوم- سوم تا دهم را در كارنامه بازيگري اش دارد!
چه اتفاقي افتاده بود؟ جواب واضح است و روشن. آقاي هنرپيشه، از فرصت به دست آمده بابت خلوت بودن دفتر استفاده كرده و قصد پليدي در مورد دختر خبرنگاري كه براي مصاحبه با او آمده بود، داشته است. البته اينجا با خوش بيني، نقش صاحب مكان يعني جناب فيلمساز محترم را ناديده گرفته و فرض مي كنيم كه او از تصميم بازيگر موردنظر خبردار نبوده. هرچند كه «پي نخود سياه فرستادن» منشي و كاركنان دفتر، جاي سوال دارد و خبر از همدستي «ف. ج» مرد موسپيد كرده سينما و كارشناس يك برنامه شبانه تلويزيون مي دهد.
از گفته هاي همسايه ها پيداست كه اندك زماني پس از ورود خانم مصاحبه گر به دفتر، سروصداها بلند شده و اين خبرنگار هراسان بلافاصله محل را ترك كرده است. به اين ترتيب، بايد گفت اقدام حامد ب هرچند با قصد قبلي صورت گرفته اما حركتي جنون آميز بوده، چراكه حتي به طعمه خود فرصت نفس تازه كردن و نشستن هم نداده است! خبر چنين رفتارهاي از سوي اين هنرپيشه تازه به دوران رسيده، از خيلي پيش ترها شنيده مي شد ولي بهمن ماه گذشته زماني بود كه شنيده ها به اوج رسيد و اكثر خبرنگاراني كه براي گفتگو يا گرفتن خبر با اين برنده جايزه جشنواره فيلم فجر تماس گرفتند، از برخورد بد و حركات غيرعادي او گفتند. آقايان از رفتار و گفتار تند و زننده اش - كه در يكي از موارد به دعوايي فيزيكي انجاميده بود- گله داشتند و خانم ها با شرم از بي شرمي هاي او خبر مي دادند.
گفته مي شود دليل اين عدم تعادل در رفتار، از غرور لجام گسيخته اين بازيگر و بيشتر از آن، استعمال مواد مخدر نشات مي گيرد. گويا جناب بازيگر نقش مكمل براي مواقع خاص، با مخدر كوكائين (كه از تحريك كننده هاي قوي و گرانقيمت است) حسابي خود را «هاي» مي كند و «شيشه» هم عمل اصلي ايشان است. به عنوان مثال، به گفته يكي از همكارانش، هنگامي كه چندي پيش براي گفتگويي بلند به يك برنامه تلويزيوني معروف دعوت شد، تحت تاثير كوكائين حرف هايي در اين برنامه زد كه بازتاب هاي بسياري در پي داشت. او در جملاتي تند و تيز، به منتقدان سينماي دفاع مقدس تاخته و در حالي كه اصلاً بحثي رخ نداده بود، بي دليل شروع به دفاع از «بچه هاي جبهه» و توهين به دشمنان فرضي كرد! همكاران او نقل مي كنند او كه «اصلاً روحيه اش به اين حرف ها (جبهه و هواداري از بسيجي ها) نمي خورد» بعداً گفته است: «آنقدر توپ بودم كه دلم مي خواست با يكي دعوا كنم. دنبال بهانه بودم. كاش مي رفتم برنامه نود تا استوديو عادل فردوسي پور را به هم مي ريختم!»
پرونده اين نفس كش طلبيدن ها و رفتار خلاف اخلاق حامد ب، يكشنبه گذشته با هجوم به خانمي روزنامه نگار (كه از ترس آبرو تا اين لحظه اقدامي در جهت ادب كردن او انجام نداده)، تكميل شد و معلوم نيست لگدپراني هاي اين جوان تا كي ادامه خواهد داشت. سينماي سياه مست ايران كه برجسته ترين آثارش چيزهايي مثل «كما» و «شارلاتان» است، به چنين شبه هنرمندان لمپن و فاسدي نياز مبرم دارد؛ كساني كه خيال مي شد دوره آرتيست بازي هايشان گذشته و ديگر شاهد حضور چنين «كلاه مخملي نماها»يي در عرصه هنر ايران نخواهيم بود. اين ها راندن در جاده هاي تباهي را خوب فوت آبند! آيا بهتر نيست دوستان ارشادي به جاي محدود كردن رسانه ها (كه افشاي اين دست ماجراها را وظيفه دارند)، توقيف كتاب ها و فيلم ها، به چنين مواردي رسيدگي كنند؟
پيغام مدير:
ادرس هاي ديگه سايت:
http://tazahaie2007.coo.ir
http://tazahaie2007.sub.ir
http://tazahaie2007.dom.ir
راستی این وبلاگ هر روز اپ می شه حتما به ارشيو مطالب وبلاگ سري بزنيد من با تمام وبلاگ ها با هرگونه امار تبادل لینک می کنم
YOUR LOGO
--------------------
كد لينك ما :
